برا برگ کیست
دوستان عزیز چندی قبل در مجلسی نشسته بودم که شخصی حکایتی بسیار جالب و واقعی از قول مرحوم پدرم حاج حسین سبحانی روایت کرد که بسیار جالب و آموزنده است . این اتفاق بر اساس واقعیت بوده و راستی آزمایی شده و اسامی اشخاص نیز در دسترس است ولی بنا به ملاحظاتی از آوردن اسامی چشم پوشی می کنم .
صدای ساز و دهل از دور به گوش می رسید . صدای جرس هایی که به گردن شتران آویزان شده بودند حکایت از آن داشت که کاروانی در راه است .آیا این صدای جرس های کاروان تجار بودند که قطار شتران به دنبال هم فضای بیابان را پر کرده بود و سپه سالار آن را هم راهی می کرد. ولی همراهی صدای ساز و دهل و مخصوصا صدای دهل و سرنا بیانگر گذر کاروان شادی بود و این قطار شترانی بود که جهیزیه نو عروسی را به همراه عروسش راهی خانه ی بخت می کرد .
از فراوانی تعداد شترها و مقدار جهیزیه ای که به وسیله ی آن ها حمل می شد مشخص بود که عروس و داماد از خانواده بزرگان و صاحب منصبان ایل توپکانلو است . افسار شترها بسیار جالب طیق رسوم ایل تزیین شده و بر روی همه ی وسایل گلیم های سنتی به چشم می خورد .مردان و زنان سوار بر اسبان و هلهله کنان در اطراف مرکب عروسدر حالی که صورت عروس با شال قرمز رنگی مستور شده بود به سوی خانه ی داماد در حرکت است .
از دور سایه سیاه چادر های پدر داماد به چشم می خورد و چند جوان آماده می شوند تا از پدر داماد مژدگانی رسیدن عروسش را بگیرند . آن ها به سوی پدر داماد اسب می تازند و یکی از آنها به سرعت خود را ار روی زین اسب به پایین پرتاب کرده و خود را به بزرگ ایل که همان پدر داماد است می رساند تا چژدگانی خوبی دریافت کند.
پدر داماد دستی بر سبیل نه چندان بزرگش می کشد و ضمن اعطای مزدگانی به شخص نامبرده برای اولین بار کلمه ی برا برگ را بکار می برد و نقل است که می گوید : برا برگ از راه رسید
احتمالا باید درک کرده باشید که منظورش که بوده است حالا قضاوت با شما /
محسن سبحانی توپکانلو یکی از معدود کرد زبانانی است که در جهت ترویج زبان کرمانجی تلاش نموده و چندین سال است به نگارش فرهنگ لغات (کلمات اصیل کردی عشایر ایل توپکانلو )اقدام نموده امید است تا در آینده ای نه چندان دور شاهد به بار نشستن این تلاش باشیم آمین