جمعه ۲۰ آذر۱۳۹۴

عکاسی از عشایر با عنوان یادی از دوست

 پدر مرحوم حاج حسین سبحانی معروف به حسین بگ   در کنار مادرم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن سبحانی توپکانلو در ۱:۱۳ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۳ آذر۱۳۹۴

سخن نخست ( گپ ئوله )

عزیزان کرد زبان سلام

شاید تعجب کنید که پس از چند صباحی بار دیگر انگشتانم بر سطح  کلید ها می لغزد و چند سطری به خاطر شما عزیزان می نگارم هر چند که سعی کرده ام از این به بعد هر هفته مطالب و پست های جدیدی برای شما دوستداران محترم بگذارم شاید بتوانم اندکی بسیار ناچیز از قصور بسیاری که در این زمان طولانی  بر شما رفته را جبران نمایم ان شا الله

نوشته شده توسط محسن سبحانی توپکانلو در ۱:۳۵ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۷ دی۱۳۹۴

بگ کیست و بگان جز کدام تیره ایل توپکانلو هستند؟

 عبدالله شهبازی در کتاب مقدمه ای بر شناخت ایلات و عشایر می نویسد:

"ایلات و عشایر ایران در چارچوب واحدهای زیست که بر اساس سازمان اجتماعی قبیله ای و شیوه زیست کوچ نشینی سامان یافته زندگی می کنند.این واحدهای زیست و کوچ گاه در برگیرنده ی یک خانواده گسترده است و گاه شامل چندین خانوار خویشاوند.واحدهای زیست و کوچ درمیان عشایر کشور دارای اسامی گوناگون است".

در جوامع بشری کوچکترین واحد سازمان یافته خانواده نام دارد.جوامع کرد زبان نیز از این قاعده جدا نیستند.در عشایر طایفه  توپکانلو به کوچکترین واحد سازمان یافته «مال» می گویند که در فرهنگ لغت کردی همان خانواده است که از پدر و مادر و فرزندان تشکیل شده است. در زمان های نه چندان قدیم معمولا تشکیل یک خانواده  در دل یک خانواده دیگر بوده و آن به این صورت بوده که قسمتی از سیاه چادر پدر داماد را با گلیم و جاجیم های کردی که معمولا دست بافت خانواده عروس خانم بوده به صورتی اتاقی رو باز محصور کرده و عروس خانم قدم به خانۀ بخت می گذاشت برای چند ماهی حداقل تا سال نو .

ولی به علت گسترش فرهنگ و راحتی که همه جا گریبانگیر این انسان امروزی شده عروس و دامادهای حالایی حداقل برای آسایش خود در چند روز مانده به عروسی به نزدیک ترین شهر محل سکونت رفته و با خرید یک چادر برزنتی محل اسکان خود را از خانوادۀ دری جدا می نمایند .هر چند که از نظر مالی به پدر وابسته هستند و باید تا شروع سال جدید انتظار بکشند تا در سال جدید پدر داماد  با اعطای چند راس از دام ها به پسرش او را از نظر مالی مستقل می کند و این چگونگی تشکیل یک مال (خانواده) کرمانج بود .

از تجمع چندین مال یا خانواده اصطلاحا بینه(محله) تشکیل می شود و دلیل این همسایگی نیز واضح و مبرهن است چون که ........

نوشته شده توسط محسن سبحانی توپکانلو در ۱۲:۱۲ بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۲۳ آذر۱۳۹۴

پژوهشی در نام ایل های کُرمانج، وجه تسمیه، پسوند لو Lo و کاربرد آن

مقاله ای که در ادامه می خوانید پژوهشی است از دوست و نویسنده خوب شهرمان آقای برات قوی اندام اماموردیخان – باچیانلو که مطالب ایشان را به جهت آشنایی شما عزیزان با اسامی ایل های کرمانج  عینا در وبلاگ قرار داده ام و امیدوارم مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.

تاکنون به نام ایلها و طوایف کُرمانج دقت کرده اید؟ واژه هایی مثل کیوانلو، توپکانلو، زیدانلو، شادلو، میلانلو، بیچرانلو، رشوانلو، صوفیانلو، سیوکانلو، قهرمانلو و … چه ترکیب لغوی و معنایی دارند؟ این اسامی در میان کُرمانج ها و غیر کُرمانج ها چگونه تلفظ می شوند؟ نام ایل های کُرمانج چه ارتباطی با هویت و تاریخ و پیشینه و ویژگی های اجتماعی آنان دارد؟ در این پژوهش کوتاه قصد داریم پاسخ کوتاهی به این سوالات بلند بدهیم بلکه نمونه ای باشد تا جوانان کُرمانج در اصل و نسب و پیشینه ی خویش بیشتر کندوکاو نموده و نسبت به آن اگاهی بیشتری حاصل کنند.

مقدمه

کُرمانج ها به لحاظ اجتماعی دارای ساختار ایلی و طایفه ای اند. ایل های کُرمانج هر کدام دارای نام های ویژه ای می باشند که بیانگر هویت و اصالت آنان است و نشانی از پیشینه ی تاریخی، اجتماعی، جغرافیایی، اخلاقی، شغلی و … مردم آن ایل است. به گونه ای که می توان گفت هر کُرمانج ریشه در یکی از این ایل ها دارد و طبعا دارای خصوصیات ظاهری و اخلاقی و اجتماعی خاص افراد آن ایل می باشد. در قدیم و حتی امروز نیز به ویژه در میان مردم اصیل کُرمانج آنها همدیگررا بیشتر با نام ایلی می شناسند. پهلوانان و جنگاوران هر ایل در میادین مختلف با همین نام ایلی خود ظاهر می شدند  و افتخار کسب می کردند و افراد ایل نیز بدان می بالیدند و باالطبع با همین نام ها و اسامی در تاریخ مانده اند و جاودان شده اند: بگو کُرد عمارلو، گل محمد کلمیشی، سردارعیوض جلالی، پهلوان محمدباقرخاخیانلو، محمدعلی صحرایی باچیانلو، حاجی خان حمزکانلو و جعفرقلی زَنگِلی (زنگلانلو) ، پهلوان حاج بابا برجی زیدانلو و هزاران مرگان و بخشی و پهلوان و دلاور و جنگجو و سردار جهانگشای دیگر که در طول تاریخ برای سربلندی و عزت ایران زمین جانفشانی ها کرده اند. می دانیم که افراد هر ایلی خصوصیات ظاهری و اجتماعی خاصی را دارا می باشند و کسی که آشنایی کافی و رفت و آمد در میان کُرمانج ها داشته باشد به راحتی می تواند با توجه به خصوصیات چهره و ظاهر و یا دقت نظر در اخلاقیات و رفتارهای هر فردی به ایل و طایفه ی وی پی برد.

در خراسان بیش از ۳۰۰ ایل بزرگ و کوچک کُرد کُرمانج (کُردتبار یا کُردزبان) وجود دارند که در مناطق مختلف زندگی می کنند (استاد کلیم الله توحدی). در این میان کُردهایی که در اوایل سلسله ی زمان صفویه در چندین مرحله به خراسان کوچ کرده اند دارای اسامی متفاوتی با سایر ایل های کُرد (جابان، خدر، پازوکی، بابان، چگنی، زنگنه، اردلان، آلخاس…) هستند که نشان از یک تشکیلات خاص در نامگذاری آنهاست. این کُردها که به کُرمانج های چمشگزک معروف بودند اکثر آنان از ایل بزرگ زاخورانلو بودند که پس از ورد به خراسان و سکونت در قوچان و نواحی اطراف به زعفرانلو تغییر نام پیدا کردند و تعدادی نیز از ایل شادلو (شادیلو) بودند که در نواحی بجنورد مستقر شدند. این ایل ها قریب به اتفاق دارای پسوند “لو Lo” در نامشان هستند که نشان از یک ساختار تشکیلاتی ویژه در نام گذاری آنهاست. به عنوان مثال نام هایی مثل کاوانلو، کیکانلو، پیرانلو، قراچورلو، دیرانلو، کردکانلو، بادلانلو، گاوه شانلو، شادلو، باچیانلو، میلانلو، عمارلو(آمارلو، انبارلو)، زیدانلو، رَشوانلو، صوفیانلو، زَنگِلانلو، کیوانلو، قاچکانلو ، توپکانلو ، بدرانلو، قراباشلو، ترانلو، مادانلو، پالکانلو، زردکانلو و … که اغلب برخی از این نام ها مثل هِوَدانلو (در اصل هێوه‌دان Hêwedan) یا هیزولانلو(هێزولانHêzulan ) به دلیل نارسایی رسم الخط فارسی در نگارش کُرمانجی به اشتباه نوشته شده و به این سبب در میان کسانی که آشنایی کامل با کُرمانجی ندارند اشتباه تلفظ می شوند.

پسوند لو Lo در نام ایل ها و مفهوم و کاربرد آن

پسوند “لو Lo” که در نام بیشتر ایل های کُرمانج وجود دارد در کُرمانجی بیان نمی شود و در واقع در میان غیر کُرمانج ها و در استاد و مکتوبات به زبان های غیر از کُرمانجی است که نام ایل های کُرمانج ها را با پسوند لو ذکر می کنند. یا اگر بخواهیم واضح تر بگوییم پسوند لو بیشتر در ساختار تشکیلاتی و اجتماعی برای ساماندهی این ایل ها استفاده می شده است و یک حالت نسبیت بین افراد و اهالی ایل و صفت، منطقه، پیشنه، پیشینه یا سایر موارد مربوطه دارد (در مورد اصالت واژه لو شما را به مقاله “پسوند لو در نام خاندان کرد” نوشته رشی خراسانی ارجاع می دهم). وجود این پسوند در نام ایلها و طوایف همنام در سایر مناطق کُرمانج نشین مثل شمال غرب ایران (خلکانلو، قهرمانلو، کچرانلو و …)، همچنین کشور ترکیه و برخی نقاط دیگر این احتمال را قوی می سازد که این نامگذاری بر روی ایلات و طوایف کُرمانج از زمان خاصی و احتمالا در دستگاه حکومت امپراطوری عثمانی برای سازماندهی و ترتیب امور ایلات و عشایر در دفتر و دیوان آن زمان باب شده است. چنانچه می بینیم این گونه نامگذاری در زمان و محدوده ی جغرافیایی خاصی و تنها بر روی عده ای خاص از ایل های کرد قرارداد شده است و می بینیم که سرشاخه های اصلی بعضی از این ایل ها دارای چنین پسوندی نیستند. مثل جافکانلو (ساکن در محدوده چناران) که ریشه در ایل بزرگ جاف دارد که اکنون در کرمانشاه سکونت دارند. همچنین است برای ایل هایی مثل برزانلو (بارزانلو)، بدرانلو، زیدانلو و … برای روشن شدن مطلب توضیحاتی در ادامه بیان می گردد.

 “ان an” قبل از لو در نام ایل ها بیانگر خاصیت جمع در زبان  کُرمانجی است. به عنوان مثال کُرمانج ها فردی را که از ایل بادلانلو باشد بادلی  Badil می خوانند

بادل+ان+لو = بادلانلو  …   Badil+an+lo = Badilanlo

بادل+ان = بادلان »» جمع افراد ایل بادلانلو

و یا فردی را که از ایل باچیانلو باشد باچی Baçî می خوانند، فرد رَشوانلویی را رَشی Reşî می خوانند، فرد هِوَدانلویی را هِوَدی (هێوه‌د Hêwedî)، فرد خَلِکانلویی را خَلِکی Xelikî و فرد توپکانلویی را توپی Topî می خوانند. به افراد ایل بادلانلو، بادلان Badilan(بادل ها) به اهالی ایل باچیانلو، باچیان Baçîyan(باچی ها) می گویند، به مردمان ایل خَلِکانلو، خَلِکان Xelikan و به افراد ایل زیدانلو، زیان Zîyan(یا زیدیان) و به افراد ایل هِوَدانلو، هیودیان Hêwedan می گویند؛ در نوشته ها و اسناد و در گفتار در میان غیر کُرمانج ها نیز بادلانلو Badilanlo یا باچیانلو Baçîyanlo یا زیدانلو Zîdanlo خوانده می شوند.

لازم به ذکر است که روستاهای زیادی در خراسان به نام ایل ساکن در آن نامگذاری شده اند. مثل روستاهای قاچکانلو، پیرانلو، کردکانلو، حمزکانلو، خلکانلو و شورک توپکانلو در قوچان، پالکانلو و زنگلانلو… در درگز، سیل سپورانلو، ترانلو … در شیروان، بدرانلو، چخماقلو، قوپرانلو در بجنورد، شیخکانلو در چناران، پرکانلو، میلانلو و خراسکانلو در اسفراین و ده ها روستا با چنین نام هایی در شمال خراسان که در میان کُرمانج ها نه با اسامی بالا بلکه به صورت جمع و بدون “لو” نامیده و خوانده می شوند: یعنی قاچکان، پیران، کردکان (کرتکان)، بدران، پالکان، برزان، خادمان …

 

وجه تسمیه ایلات کُرمانج

نام هر کدام از این ایل ها معنا و مفهوم و ریشه ای دارد که گاه به هزاران سال و دوران باستان بر می گردد. در طول تاریخ پادشاهان، دانشمندان، نام آوران، پهلوانان و دلاوران بسیاری از زنان و مردان هریک از این ایل ها برخاسته اند و نامشان در تاریخ جاودان شده است. به عنوان نمونه دانشمند کرد ابن خلکان (خلکانلو)، سویدی (سویدانلو) و … این اسامی بر اساس دلایل گوناگونی قرارداد شده اند.

گاه نسب و ریشه در باستان دارند همانند کاوانلوها (کاوان یا کاویان = کاوه ای ها) که نسب خود را به کاوه آهنگر می رسانند و یا مادانلوها که نسب خود را به ماد می رسانند (گرچه به گواهی تاریخ کردها همگی از تبار مادها هستند)  یا رشوانلو ها که از نژاده ترین و باستانی ترین کردان اند و ویژگی ها ظاهری آنها در شاهنامه نیز ذکر شده است.

 گاه ریشه در محل سکونت اولیه ایل دارند مثل بادلانلو که احتمالا منسوب به منطقه ای به نام بادل و سیوکانلو منسوب به منطقه ای به این نام «سیورک یا سیوک» در کردستان شمالی واقع در کشور ترکیه یا هِوَدانلو ها که احتمالا منسوب به «هیوه دل» هستند که مکانی در جزیره (کردستان کنونی عراق) اند و شرفخان بدلیسی در شرفنامه آنها را کردهای ایزدی معرفی نموده است.(کلیم الله توحدی – جلد دوم حرکت تاریخی کرد به خراسان)

گاه ریشه در شغل و پیشه افراد ایل داشته مثل بریوانلو که بیانگر شغل دامداری انهاست یا ملوانلو که بیانگر شغل ملوانی آنها در دریاچه وان است.

گاه ریشه در صفت اجتماعی یا وضعیت اقتصادی و معیشتی دارند مثل کوخ بنیکلوها که همان معنای کوخ و یا کلوخ نشین به معنای کم بضاعت و رعایای خرده پا را می دهد یا روتانلو که همیشه از فقیرترین و بی بضاعت ترین کردان بوده اند (روت به معنی لخت و فقیر است) – این بحث به لحاظ تاریخی است و بی تردید در حال حاضر دگرگونی های زیادی در این خصوص بوجود آمده است.

گاه ریشه در واقعه ای تاریخی دارد مثل ایل سیل سپرانلو که گفته می شود در سال ۱۰۱۲ قمری کردان سیل سپر در کردستان ترکیه رمیان را به شدت قتل و غارت نمودند و همچون جاروب آنها روبیدند و به همین سبب لقب و عنوان «سیل سپور» را از شاه عباس صفوی گرفتند. (سیل سپورها در نقاط مختلف از جمله شیروان و ورامین و شمیران زندگی می کنند. (شیرزن شجاع و دلیر کبری سیل سپور اهل شمیران (همسر شهید اندرزگو که خاطراتش با شهید اندرزگو در مبارات دوران پهلوی خواندنی است) از این ایل است.)

گاه ریشه در نوع زندگی اجتماعی و پراکندگی دارد مثل توپکانلو که توپان جمع توپ است و توپ یعنی گروه(این یک گمان است). می دانیم که توپکانلو ها به ویژه در خراسان به صورت گروه گروه در همه ی مناطق پراکنده اند و می توان در هر شهری ردی از آنها یافت.و …

نام ایلی ما شاخصه ی هویت و پیشینه و تاریخ و اصالت ماست. به جاست که آگاهی و دانشمان را درابطه با نام ایل و طایفه و نسب مان بالا برده و بدانیم که این نام ها ریشه در چه تاریخ طویل و درازی دارند. تا بدانیم ما چه گنج غنی و گهرباری در اختیار داریم. تا به آن ببالیم و مباهات کنیم. نه اینکه هزاران کیلومتر دورتر رفته و پای داستان ها و افسانه ها و قهرمانان ملت های بیگانه بنشینیم و آنان را سرمشق قرار داده و برای آنان اشک بریزیم. متاسفانه خیلی از افراد اطلاع و آگاهی کافی نسبت به این نام ها ندارند و گاها آنرا برچسبی نامناسب دانسته و حذف می کنند.

نوشته شده توسط محسن سبحانی توپکانلو در ۲:۵۶ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه ۲۰ آذر۱۳۹۴

تاریخچه ی ایل توپکانلو

توپکانلو یکی از گروه های پراکنده استان خراسان است که به دلیل تراکم جمعیت از عنوان ایل توپکانلو استفاده می شود.در این وبلاگ در هر کجا نامی از ایل توپکانلو برده شده منظور از آن طایفه ی توپکانلو است.

درباره ی این که کردها از چه زمانی و چگونه و برای چه هدفی از کردستان و نواحی غربی ایران به شرق و شمال شرق کشورعزیزمان ایران کوچانده شده اند بسیار سخن ها گفته شده است. ولی بنابر شواهد وقراین تاریخی خاستگاه اصلی    ایل توپکانلو به احتمال قوی مناطق غرب ایران و کردستان بوده است. ولی آنها نیز مانند سایر گروههای کرد  زبان به تدریج در دورۀ حکومت شاه اسماعیل  و شاه عباس  و شاه طهماسب صفوی به بهانۀ  مقابله با ترکمنها و ازبکها به‌ سرحدات شمال شرق کشور کوچانده شده اند. 
درگذشته شمار بسیاری از توپکانلوها کوچنده بودند و میان نواحی ییلاقی دامنۀ کوههای شاه‌جهان و آلاداغ، حاشیۀ رودخانۀ اترک و نواحی اطراف مراوه تپه و نواحی قشلاقی اطراف سرخس، کشف‌رود و مزدوران کوچ می‌کردند (توحدی، همانجاها؛ میرنیا، 59). ایوانف که در اوایل سدۀ 20م در میان کردهای خراسان بوده است، از گستردگی کوچ توپکانلوها و اتحاد و همبستگی آنها در کوچ اظهار تعجب می‌کند و می‌گوید: کوچ توپکانلوها که چند هفته در مسافتی طولانی طول می‌کشید، بیشتر بدون پیشامدهای ناگوار و دزدی خاتمه می‌یافت (همانجا). 
امروزه بیشتر توپکانلوها یکجانشین شده‌اند و در روستاها و شهرها اسکان یافته‌اند، اما شمار اندکی از آنها هنوز میان دهستانهای شهرستانهای اسفراین، بجنورد، برد اسکن،قوچان ، چناران، درگز، سبزوار، سرخس، شیروان، طبس و… استان خراسان ییلاق و قشلاق می‌کنند (سرشماری، جمعیت، 54-

وجه تسمیه ایل توپکانلو :

شما اگر اهل سفر باشید کمی هم زیرکی ، چاشنی وجود مبارکتان. در هر جای کشورمان ایران و مخصوصا  استان خراسان که قدم بگذارید حتما با شهرتی که پسوندی از واژه ی  توپکانلو را به یدک میکشد روبرو میشوید. مانند : محسن سبحانی توپکانلو.

 درباره ی وجه تسمیه " توپکانلو" سخن های بسیاری رانده شده است در این بخش به چند مورد از آنها که به نظر شخصی خودم قابل تـامل و تفکر است اشاره ای می کنم..در اصطلاح عوام آنها را  توپان  می‌ نامند و آنها در هر جایی که خود را معرفی می کنند به نام توپی می خوانند.

عده ای لفظ توپکانلو را برگرفته از  واژه ای  کردی «توپان» به معنای انبوه جمعیت یا گروهی از  درختان می‌دانند. البته شایان ذکر است که در زبان کردی معنی واژه ی توپ به معنی گروه و مجموعه است ( مانند توپگ دار یعنی مجموعه ای از درختان) .علت این نامگذاری را به سبب گستردگی جمعیت‌ ایل توپکانلو  دانسته‌اند.

عده ای دیگر لفظ توپکانلو را........

خلاصه کلام این که توپان در جای جای این استان ها سکونت داشته و  گستردگی این جمعیت چنان است که در تمامی شهرها و شهرستان های هر سه  استان خراسان  از مرکز استان خراسان رضوی مشهد الرضا گرفته که بیشترین تراکم جمعیت ایل توپکانلو در این شهر در مناطق قاسم آباد و کال زرکش  اقامت داشته تا چناران (اطراف دبستان ملک  در محله ای که در اصطلاح عوام به محله ی کردها معروف است) ، قوچان  ( کوی ارشاد و زمین های سیمرغ )و نیشابور( در منطقه رحمت آباد و بلوار بهشتی ) و شیروان و سبزوار و جوین تا اسفراین سر سبز و درگز و جای جای استان پهناور خراسان سکونت داشته و دارند.

. برخی اسکان یافته و بسیاری از ایشان در حال کوچ هستند، اخیرا تعدای از انها در مشهد به ویژه در کوی آب و برق شهر مشهد و در چناران  اسکان یافته اند.هر چند تعدادی بسیار محدود در کوه های بینالود در مراتعی با نام های آل قاضی ، تندوره ، آخور چه ، کوه کمر ،سرچاه، گور کافور ......ییلاق کرده و قشلاق آنها در شصت کیلومتری شهر مشهد در اطراف روستای میامی و مزدوران است .  

طایفه های ایل توپکانلو

نویسنده ی توانای مجموعه کتاب های «حرکت  تاریخی کرد به خراسان» جناب آقای توحدی و دکتر پاپلی نویسنده «کتاب کوچ نشینی در شمال خراسان  »درتقسیم بندی ایل توپکانلو چنین می آورند:

«توپکانلوها به چند طایفۀ کِرِکانلو، کالمیشی، فرهادخانی (یا فرهادی)، لطیفی، ترابی، شیرقاضی، آقامحمدخانی (یا آقامحمدی) سَمَکان (یا سمکانلو) و زینلی تقسیم می‌شوند (توحدی، 2/173-175؛ قس: پاپلی، 84). هر طایفه نیز به چند توپه‌ر یا توپر (=‌تیره) تقسیم می‌شود. هرچند خانواده یک توپه‌ر و هرچند توپه‌ر یک تیره یا طایفه را تشکیل می‌دهد. رئیس توپه‌ر، ریش‌سفید و سرپرست مجموعۀ توپه‌ر ها کدخدا یا بگ نامیده می‌شود (توحدی، 2/154). بیشتر سرپرستان و بگهای توپکانلو از میان طایفۀ فرهادی برخاسته بودند. این طایفه به بگان نیز معروف است (همو، 2/174). از رؤسای قدرتمند توپکانلوها درگذشته می‌توان به فرهاد خان و پسرش رضاخان اشاره کرد ».

البته اعتقاد شخصی من این است که در اکثر نوشته ها بگان را جز دار و دسته و تیرۀ فرهاد خان آورده اند کاری درست نمی باشد چرا که هر کجا از این افراد نام برده شده پسوند خان را به یدک می کشد نه پسوند بگ را .در هیچ کتابی نخواندم فرهاد خان بگ یا رضا خان بگ ولی همانطور که آقای توحدی در یکی از کتاب هایش ماجرای درگیری حاجی سلطانی و بگان طایفه توپکانلو را مینویسد خود به اسامی چون اسدالله بگ و فرج الله بگ که هر دو پدر بزرگ های من بودند اشاره می کند .(ادامه دارد)

نوشته شده توسط محسن سبحانی توپکانلو در ۲:۳۰ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه ۲۰ آذر۱۳۹۴

فرهنگ لغت کردی

قبل از مطالعه ی این بخش حتما به تذکرات داده شده توجه فرمایید:

 

۱-واژه هایی که در این بخش نوشته شده فقط لغاتی است که در بین چادر نشینان و عشایر تیره ی لطیفی از طایفه ی توپکانلو رواج دارد.

۲-امکان دارد بعضی کلمات در بین یک دسته یا یک تیره از ایل دیگر دارای معانی خاص دیگری باشد ولی در این فرهنگ لغت فقط به معانی اشاره شده که در میان عشایر ایل توپکانلو رواج دارد.

۳-تلفظ بعضی واژه های کردی به علت سائیدگی تعدادی از حروف برای اشخاص غیر کرد زبان ،واقعا مشکل بوده اما به دلیل محدودیت در نگارش با رایانه و نبود نرم افزار های مرتبط با زبان کردی این گونه کلمات با هیچ علامتی مشخص نگردیده اند و توصیه می شود برای خواندن چنین واژه هایی از افراد کرد زبان کمک گرفته شود.کلماتی مانند:(گئن:چادر)(ده ئان:دندان)(بییر:پیر) (جلک : قطره)

۴-هر چند سعی گردیده که لغات جدیدی در فرهنگ لغات گنجانده شود ولی بعضی لغات مانند سماور  قوری  استکان با همان تلفظی که بین عوام رایج است در میان کردها نیز تلفظ می گردد.

۵-به دلیل تلفظ بهتر اکثر واژه ها به شکل مصدر تحریر گردیده تا بین واژه ها همسانی و هماهنگی وجود داشته باشد.مانند :(ئاویدن : انداختن ، رها کرد) (ئانین : آوردن) 

۶-بیش تر کرد زبانانی که در روستا ها ساکن شده اند فعل های خود را با حرف ب شروع می کنند  بخوءم یعنی بخورم - به لیزم :بازی کنم و ... اما کرد زبانان کوچ نشینان و عشایر فعل های خود را با حرف و شروع می کنند . مانند  وخوءم :بخورم    وه لیزم :بازی کنم و ......لذا در این  نگارش سعی گردیده کلمات با همان تلفظ اصلی و با پیشوندی حرف و نوشته و تلفظ گردد.

۷-در زبان کردی واژه هایی وجود دارند که شکل نوشتن آنها تقریبا شبیه یک دیگر است ولی دارای معانی کاملا متفاوت .لذا درک مفهوم و معنی این گونه کلمات فقط بستگی به تلفظ آنها دارد و در تلفظ اینگونه کلمات نیز باید از راهنمایی افراد کرد زبان حتما استفاده گردد.  بوز :سفید     و      بوز:بینی ، دماغ

8-در مراوداتی که با عزیزان ترک زبان دارم متوجه شدم که تعدادی از کلماتی که ما کرد زبانان تکلم می کنیم در محاورات عزیزان ترک زبان هم کاربرد دارد که برای شما عزیزان به چند نمونه اشاره می گردد به عنوان مثال:

ئاچر : کلید           پشگ : گربه          قاتق : ماست شیرین            پیشین : ظهر


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن سبحانی توپکانلو در ۲:۱ قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر