X
تبلیغات
ایل توپکانلو

قالب وبلاگ


ایل توپکانلو
تاریخچه ی ایل توپکانلو و فرهنگ لغت کردی
دوستداران عزیز کرد زبان مجددا سلام از این که چند صباحی نتوانستم وبلاگ را باز نویسی کنم از شما عزیزان عذر خواهی می نمایم .ظاهرا تقدیر سرنوشت مرا چنین مقدر کرده که باز هم در مسیر امتحانی سخت قرار گیرم و این بار دست تقدیر لنگرگاه ۱۸ ساله ی زندگیم را بالا کشید و زندگیم را در تاریخ ۱۵شهریور ۱۳۹۰ دستخوش تلاطم نمود که این بنده ی حقیر و گنهکار باز هم برای دومین بار د ر طول چندین ماه کشتی زندگیم به گل نشست  و به دلیل حادثه ای نا خواسته مادر دخترم را از دست دادم .او علاوه بر این که مادری مهربان برای یگانه فرزندش بود همسری فداکار و معلمی مهربان بود که مدت چندین سال در کسوت پرستاری و در قالب پست سازمانی مراقب سلامت یار و یاور دانش آموزان بود .ولی غیر از این که بگویم شکر از عهده ی من کاری دیگر بر نمی آید در خاتمه باید این را خاطر نشان کنم که هر شخصی که نگاهی از روی کنجکاوی به این وبلاگ می اندازد فاتحه ای نثار اسیران خاک همسرم مرحومه حاجیه خانم فیروزه حسین پور مقدم (معلمی دلسوز و مادری مهربان و همسری فداکار و خادمه افتخاری ثامن الحجج (ع) )و پدرم حاج حسین سبحانی توپکانلو نمایید باشد که ثواب این فاتحه نثار تمام اسیران خاک گردد.
[ دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392 ] [ 3:35 قبل از ظهر ] [ محسن سبحانی توپکانلو ]
قبل از مطالعه ی این بخش حتما به تذکرات داده شده توجه فرمایید:

۱-واژه هایی که در این بخش نوشته شده فقط لغاتی است که در بین چادر نشینان و عشایر تیره ی لطیفی از طایفه ی توپکانلو رواج دارد.

۲-امکان دارد بعضی کلمات در بین یک دسته یا یک تیره از ایل دیگر دارای معانی خاص دیگری باشد ولی در این فرهنگ لغت فقط به معانی اشاره شده که در میان عشایر ایل توپکانلو رواج دارد.

۳-تلفظ بعضی واژه های کردی به علت سائیدگی تعدادی از حروف برای اشخاص غیر کرد زبان ،واقعا مشکل بوده اما به دلیل محدودیت در نگارش با رایانه و نبود نرم افزار های مرتبط با زبان کردی این گونه کلمات با هیچ علامتی مشخص نگردیده اند و توصیه می شود برای خواندن چنین واژه هایی از افراد کرد زبان کمک گرفته شود.کلماتی مانند:(گئن:چادر)(ده ئان:دندان)(بییر:پیر) (جلک : قطره)

۴-هر چند سعی گردیده که لغات جدیدی در فرهنگ لغات گنجانده شود ولی بعضی لغات مانند سماور  قوری  استکان با همان تلفظی که بین عوام رایج است در میان کردها نیز تلفظ می گردد.

۵-به دلیل تلفظ بهتر اکثر واژه ها به شکل مصدر تحریر گردیده تا بین واژه ها همسانی و هماهنگی وجود داشته باشد.مانند :(ئاویدن : انداختن ، رها کرد) (ئانین : آوردن) 

۶-بیش تر کرد زبانانی که در روستا ها ساکن شده اند فعل های خود را با حرف ب شروع می کنند  بخوءم یعنی بخورم - به لیزم :بازی کنم و ... اما کرد زبانان کوچ نشینان و عشایر فعل های خود را با حرف و شروع می کنند . مانند  وخوءم :بخورم    وه لیزم :بازی کنم و ......لذا در این  نگارش سعی گردیده کلمات با همان تلفظ اصلی و با پیشوندی حرف و نوشته و تلفظ گردد.

۷-در زبان کردی واژه هایی وجود دارند که شکل نوشتن آنها تقریبا شبیه یک دیگر است ولی دارای معانی کاملا متفاوت .لذا درک مفهوم و معنی این گونه کلمات فقط بستگی به تلفظ آنها دارد و در تلفظ اینگونه کلمات نیز باید از راهنمایی افراد کرد زبان حتما استفاده گردد.  بوز :سفید     و      بوز:بینی ، دماغ

8-در مراوداتی که با عزیزان ترک زبان دارم متوجه شدم که تعدادی از کلماتی که ما کرد زبانان تکلم می کنیم در محاورات عزیزان ترک زبان هم کاربرد دارد که برای شما عزیزان به چند نمونه اشاره می گردد به عنوان مثال:

ئاچر : کلید           پشگ : گربه          قاتق : ماست شیرین            پیشین : ظهر


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392 ] [ 3:1 قبل از ظهر ] [ محسن سبحانی توپکانلو ]
درباره ی وجه تسمیه و علت نامگذاری هر کدام از طوایف و ایلات حکایت ها و روایت های زیادی بیان گردیده که اکثریت آن ها مستند نبوده و فقط بر پایه ی حدس و گمان می باشد .چنان که در لغت نامه ی دهخدا واژه ی توپکانلو چنین معنی شده است : 
  • <دهی از دهستان تکمران است که در بخش شیروان شهرستان قوچان واقع است >0
  • اما آیا براستی معنی واژه ی توپکانلو نام مکانی است.در کتاب های بسیاری معنی این واژه را جستجو کردم که با چند معنی روبرو شدم که هیچ کدام از آنها مستند و علمی نبوده و همان طور که در بالا ذکر گردید بر پایه ی  نقل قول و محاوره های عامیانه بوده است ،‌‌‌ که جهت آشنایی شما عزیزان این معانی ذکر گردیده است:

    توپکانلو نام یکی از گروه های کرد پراکنده در استان خراسان است که در اصطلاح عوام به آنان توپان می گویند .بعضی از بزرگان توپان را بر گرفته از کلمه ی توپک (با تلفظ صحیح کردی) به معنای گروهی یا تعداد زیادی می دانند مانند توپگ دار :یعنی تعداد زیادی درخت .شاید علت این نامگذاری به دلیل جمعیت زیاد ایل در محدوده ی استان خراسان آن زمان بوده است .

    عده ای دیگر این واژه را برگرفته از کلمه توپچی دانسته اند و معتقد بودندتعدادی از  افرادی که مسئولیت توپخانه یکی از پادشاهان را که ظاهرا نادر شاه افشار بوده بر عهده داشته اند کرد زبان بوده اند که بعدها همین نام بر آن ها باقی مانده و لقب توپی گرفته اند

    وجه تسمیه دیگر برگرفته از ....


    [ دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392 ] [ 3:25 قبل از ظهر ] [ محسن سبحانی توپکانلو ]
    توپکانلو یکی از گروه های پراکنده استان خراسان است که به دلیل تراکم جمعیت از عنوان ایل توپکانلو استفاده می شود.در این وبلاگ در هر کجا نامی از ایل توپکانلو برده شده منظور از آن طایفه ی توپکانلو است
    [ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 1:30 قبل از ظهر ] [ محسن سبحانی توپکانلو ]
     

    عبدالله شهبازی در کتاب مقدمه ای بر شناخت ایلات و عشایر می نویسد:

    "ایلات و عشایر ایران در چارچوب واحدهای زیست که بر اساس سازمان اجتماعی قبیله ای و شیوه زیست کوچ نشینی سامان یافته زندگی می کنند.این واحدهای زیست و کوچ گاه در برگیرنده ی یک خانواده گسترده است و گاه شامل چندین خانوار خویشاوند.واحدهای زیست و کوچ درمیان عشایر کشور دارای اسامی گوناگون است".

    در جوامع بشری کوچکترین واحد سازمان یافته خانواده نام دارد.جوامع کرد زبان نیز از این قاعده جدا نیستند.در عشایر طایفه  توپکانلو به کوچکترین واحد سازمان یافته «مال» می گویند که در فرهنگ لغت کردی همان خانواده است که از پدر و مادر و فرزندان تشکیل شده است. 

    [ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ 2:12 قبل از ظهر ] [ محسن سبحانی توپکانلو ]
     

    عشایر در یک نگاه 

     

                                                                

    [ سه شنبه یکم آذر 1390 ] [ 5:35 بعد از ظهر ] [ محسن سبحانی توپکانلو ]
    درباره وبلاگ

    محسن سبحانی توپکانلو یکی از معدود کرد زبانانی است که در جهت ترویج زبان کرمانجی تلاش نموده و چندین سال است به نگارش فرهنگ لغات (کلمات اصیل کردی عشایر ایل توپکانلو )اقدام نموده امید است تا در آینده ای نه چندان دور شاهد به بار نشستن این تلاش باشیم آمین
    بمان با من که من بی تو صدای خسته در بادم

    در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم

    نمیدانم چرا غمها نمیدانند که من سلطان غمهایم
    بیاای دوست بامن باش که من تنهای تنهایم..
    لینک های مفید